تحولات منطقه

در دستگاهِ عدلِ خداوند، شرایط و ظرفیت‌های هر فرد به دقت سنجیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که تفاوت در مؤاخذه و پاداش‌ها،بر اساس «میزانِ توانمندی و آزادیِ عملِ هر شخص» در دنیا تنظیم خواهد شد.

عدل الهی در ترازویِ اختیار؛ آیا تفاوت‌های آغازینِ زندگی تقصیر خداست؟
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

عدالت خداوند چگونه با نابرابری‌های آغازینِ زندگی جمع می‌شود؟ مشاهده‌ی تفاوت‌های فاحش در بسترهای تربیتی، از خانواده‌های متعالی تا محیط‌های آسیب‌دیده، همواره ذهن جستجوگر را با چالشی جدی مواجه می‌کند؛ پرسشی که می‌تواند باورِ به عدلِ الهی را به چالش بکشد. حجت‌الاسلام والمسلمین رضا محمدی شاهرودی، کارشناس علوم دینی، به این پرسش پاسخ گفته است که در ادامه آن را می‌خوانیم.

پرسش:

بخشی از انسان‌ها در خانواده‌هایی با شرایط نامساعد مادی و معنوی متولد می‌شوند که این مسئله غالباً آن‌ها را به سمت انحراف سوق می‌دهد؛ در مقابل، کسانی که در خانواده‌های برخوردار رشد می‌یابند، عموماً در زندگی موفق‌ترند. صرف‌نظر از موارد استثنا، مشاهده می‌کنیم که چنین نابرابری‌هایی در سایر مراتب هستی، از جمادات و نباتات تا حیوانات نیز به وضوح وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که برخی موجودات در شرایط مطلوب و برخی دیگر در وضعیت دشوار زیست می‌کنند. حال پرسش اینجاست که جایگاه حکمت و عدالت الهی در این تفاوت آغازین کجاست؟ چگونه می‌توان فقر مادی، فرهنگی و معنویِ خانواده در بدو تولد و پیامدهای آن برای فرزندان را با دستگاه عدل الهی تبیین کرد؟

پاسخ حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی شاهرودی:

نکته قابل تأمل این است که تصورِ همبستگیِ قطعی میان فقر مادی با فقر فرهنگی یا بدبختی، نادرست است. اتفاقاً شواهد نشان می‌دهد که غالباً عکس این موضوع صادق است؛ چراکه ثروت و بی‌نیازی، بیش از فقر و نداری، انسان را به طغیان و گناه وامی‌دارد. بنابراین، برخلاف انگاره‌های رایج، بسیاری از متمکنین در ابعاد معنوی دچار خسران هستند و در مقابل، بخش قابل‌توجهی از افرادِ دارای فقر مادی، به سعادت و تعالی معنوی دست یافته‌اند؛ اگرچه همواره موارد استثنا نیز وجود دارد.

عدل الهی در ترازویِ اختیار؛ آیا تفاوت‌های آغازینِ زندگی تقصیر خداست؟

مطلب دوم این است که بله، می‌پذیریم که به لحاظ فقر فرهنگی و کمبودهای فرهنگی نیز برخی خانواده‌ها در محیط‌های خوبی متولد می‌شوند؛ خانواده‌ای فرهنگی و فضایی تربیتی دارند. طبیعتاً اغلب این انسان‌ها افراد خوبی می‌شوند، خوشبخت و سعادتمند می‌شوند و دچار بزهکاری نمی‌شوند. بله، در دنیا گناه نمی‌کنند و اگر هم گناهی مرتکب شوند، باز اصلاح می‌شوند.

در حالی که کسانی که در فضای نامناسب فرهنگی و تربیتی رشد می‌کنند، یا زمینه‌های پیدایش آن‌ها مثلاً از راه حرام است و نسلشان از این طریق تولید می‌شود و مواردی از این قبیل، خودبه‌خود زمینه‌های شرارت، بزهکاری و بدبختی در دنیا و آخرت در آن‌ها بسیار بیشتر است.

بچه‌ای که مثلاً در خانواده‌ای رشد می‌کند که پدر و مادر معتادند، درگیرند و اهل دین و دیانت نیستند، طبیعتاً در چنین فضایی احتمال اینکه این انسان به سعادت برسد بسیار کم است؛ در مقایسه با خانواده‌ای که در فضایی پاک و سالم زندگی می‌کند، صمیمیت در آن حاکم است، تقوا و تدین حاکم است و از همان روز اول که بچه چشم باز می‌کند، چشمش به مسائل معنوی و سعادت باز می‌شود. این درست است.

اما اگر از خدا بپرسید: «عدالت شما کجا رفت؟ چرا این کار را کردی؟» خدا می‌فرماید: «کی من این کار را کردم؟ کی من خواستم کسی در چنین خانواده‌ای متولد شود؟ کی من خواستم کسی حرام‌زاده باشد؟ کی من خواستم کسی ناقص‌الخلقه باشد؟

اگر به برخی از حرف‌های من گوش می‌دادند، هرگز این اتفاقات نمی‌افتاد. من نمی‌خواستم بنده‌ای از بندگانم دچار بدبختی شود، نمی‌خواستم منحرف شود، معتاد شود، مریض شود و نمی‌دانم چه چیزهای دیگری. منتها چون به حرف من گوش نکردند و از اختیارشان سوءاستفاده کردند، نتیجه‌اش این شده است.

در واقع، نظام، نظام علّی و معلولی و سبب و مسببی است. در چارچوب این نظام دیگر نمی‌شود کار دیگری کرد. اگر بخواهد علت‌ها از خاصیت بیفتند، دیگر نظام از بین خواهد رفت، دیگر نظامی باقی نمی‌ماند؛ یعنی عالم نابود می‌شود.اگر آتش مثلاً گاهی بسوزاند و گاهی نسوزاند، دیگر نمی‌شود زندگی کرد. آتش باید کار خودش را انجام بدهد، میکروب هم باید کار خودش را انجام بدهد تا نظام سر جای خودش باشد و بگردد.

خدا می‌فرماید: «نه، من نخواستم این‌ها برخلاف خواست تشریعی من عمل کنند. من می‌خواستم همه بنده‌هایم بهترین زندگی‌ها را در دنیا داشته باشند، در دنیا خوشبخت باشند، در برزخ در بهشت باشند و در قیامت هم در بهشت باشند. من می‌خواستم همه بنده‌هایم اهل بهشت باشند.»

این حدیث را می‌خوانم که شیعه و سنی از قول پیامبر نقل کرده‌اند، ما علاقه داریم که بیشتر از این روایات را بخوانیم. پیغمبر فرمود:

«لَوِ اجْتَمَعَ النّاسُ عَلی حُبِّ عَلِی بْنِ أبی طالِبٍ لَما خَلَقَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ النّارَ.»

اگر مردم بر محبت علی بن ابی طالب اجتماع می‌کردند، اصلاً خدا جهنم را خلق نمی‌کرد. خدا می‌گوید: شما فقط همین یک کار را می‌کردید، همه‌تان این یک شخص را دوست می‌داشتید، نه فقط شیعه علی بن ابی طالب، بلکه همه خلق بر محبتش اجتماع می‌کردند، آن‌وقت خدا آتشی خلق نمی‌کرد، جهنمی خلق نمی‌کرد. خدا می‌خواهد همه بنده‌هایش اهل بهشت باشند. دعای کمیل هم داریم:

لَجَعَلْتَ النّارَ کُلَّها بَرْداً وَسَلاماً…

این هم نکته دوم که پاسخ خدا این است: من نخواستم این اتفاق بیفتد؛ این علی‌رغم خواست تشریعی من بوده و به خاطر این بود که به حرف من گوش نکردند، از اختیارشان سوءاستفاده کردند و در این مسیر رفتند.

نکته بعدی اینکه آن کسانی که باعث این کار شدند و این فضا را ایجاد کردند، حالا چه خود آن پدر و مادر باشند، چه دست‌هایی از خارج باشد، قدرت‌های شیطانی باشند، آن‌هایی که باعث این فقر و فلاکت شدند، چه فقر مادی و چه فقر فرهنگی آن‌ها مؤاخذه خواهند شد. غالباً در همین دنیا مکافاتش را خواهند دید، چه ببینند و چه نبینند، و در آخرت عذاب خواهند شد به خاطر اینکه باعث بدبختی این افراد شدند.

نکته بعدی اینکه آن کسانی که در چنین فضایی زندگی کردند، اولاً خداوند به خاطر سختی‌هایی که این‌ها داشتند، آن‌چنان عوضی به این‌ها خواهد داد که همه مردم بدون استثنا آرزو می‌کنند کاش جای آن بدبخت بودند در آخرت، بله. یعنی معامله طوری است که هیچ‌کس در انتخابش دیگر تردید ندارد. همه اهل عالم آرزو می‌کنند کاش جای آن کسی باشند که در دنیا دچار این گرفتاری‌ها شده و این بلاها به سرش آمده است. خدا آنجا جبران خواهد کرد و عدالت را آنجا کاملاً محقق خواهد کرد.

و در دنیا هم انتظاری که خداوند متعال از آن کسانی که در فضای سالم و خانواده پاکی زندگی کرده‌اند دارد، بارها و بارها بیشتر است از آن کسی که در یک خانواده آلوده زندگی کرده است. اگر فرض کنید یک نماز سرشکسته را از این کسی که دچار فقر فرهنگی بوده قبول کند، شاید بهترین نمازها را از آن کسی که در آن خانواده پاک بوده قبول نکند. ممکن است ده‌ها گناه، صدها گناه این شخصی که در فضای نامناسب زندگی می‌کرده را خدا ببخشد، اما یک گناه آن کسی که در فضای خوب بوده را نمی‌بخشد.

یعنی این‌طور نیست که خداوند دیگر حالا این‌ها دوتاشان با هم مساوی‌اند، گناهانشان یک‌جور حساب بشود، ثوابشان یک‌جور حساب بشود؛ نه. حَسَنَاتُ اَلْأَبْرَارِ سَیِّئَاتُ اَلْمُقَرَّبِینَ.

امام باقر فرمودند:

یَا حَفْصُ یُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ یُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ .

هفتاد گناه جاهل بخشیده می‌شود پیش از آنکه یک گناه عالم بخشیده شود.

خداوند هفتاد گناه جاهل را می‌بخشد، ولی یک گناه عالم را نمی‌بخشد. «یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ»

این‌ها با هم مساوی نیستند.

بنابراین آنجا هم باز تحقق خواهد یافت که به میزان استعداد و توانایی و اختیارشان مؤاخذه می‌شوند و ثواب داده می‌شوند. هرچه اختیار کمتر شود، مجازات هم کمتر خواهد شد؛ تا جایی که اگر کلاً اختیار از این شخص سلب شد یعنی بی‌اختیار مرتکب گناه شد اصلاً گناه نکرده محسوب می‌شود، اصلاً گناه محسوب نمی‌شود.

بنابراین آنجا هم باز تحقق خواهد یافت که به میزان استعداد و توانایی و اختیارشان مؤاخذه می‌شوند و ثواب داده می‌شوند. هرچه اختیار کمتر شود، مجازات هم کمتر خواهد شد؛ تا جایی که اگر کلاً اختیار از این شخص سلب شد یعنی بی‌اختیار مرتکب گناه شد اصلاً گناه نکرده محسوب می‌شود، اصلاً گناه محسوب نمی‌شود.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha